هوای این روزها ابری است....
هوای این روزها ابری است....... ...
ادامه مطلبدر این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «باز هم مدرسه ها شروع شد» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : هوای این روزها ابری است.... و همه می آییم........ و سینه زن های تو را فاطمه گلچین کرده....... و اردوی جهادی و لحظه ها را دریاب.... و همه می آییم................ و کاش زمان باز میگشت......... و اشک های بی دلیل...... و رتبه اول میشدم.... و باز هم مدرسه ها.... و باز باران با ترانه ... و نگاهت بالا باشد ..... با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت یک پله تا خدا دسترسی پیدا کنیدهمه می آییم می آییم برای بیعت دوباره با رهبرمان گرچه مشکلات و سختی ها زیاد هستند اما می آییم تا به تمام جهانیان ثابت کنیم که پشت تمام اعتقادات و آرمان هایمانایستاده ایم و ذره ای از راهی که انتخاب کرده...
ادامه مطلبهر كسي راه ندارد به عزاي تو حسين(ع) سینه زن های تو را فاطمه(س) گلچين كرده.. ...
ادامه مطلبتا دوروز پیش احساسم به مناطق محروم احساس معمولی بوددوروز پیش که به اردو جهادی رفتم همراه با پدرم برای سرکشی تازه فهمیدم منطقه ی محروم یعنی چه ؟ مردمانی که نگاهشان بسیار مهربان است اما قلبشان از فقر میسوزد مردمانی مهربان که فقر زندگیشان را آشوب کرده مردمانی که غذایی برای خوردن ندارند و لباس هایشان پا...
ادامه مطلبﺑﻌﻀﯽ ﺍشکها ﻫﺴﺘﻨﺪ ، بی ﺩﻟﯿﻞ ، بی ﺑﻬﺎﻧﻪ ، یک ﺩﻓﻌﻪ ای ، ﻧﺼﻒ ﺷﺒﯽ ﻋﺠﯿﺐ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ می ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ، ﺳﻨﺪﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍﺳﺖ !!!...
ادامه مطلباگر "تو" را امتحان میگرفتند،بی شک منرتبه اول میشدم....بس که تکرار کردمنامت را در مرور خاطرات!...
ادامه مطلبباز هم مدرسه باز هم امتحان باز هم درس خواندن های پی در پی باز هم دعا کردن برای رسیدن تابستان باز هم دیدن درس ها باز هم کابوس دیدن معلم ها باز هم بوی .......... مدرسه ها باز هم التماس کردن به معلم ها برای دادن 0/25 نمره و باز هم خداحافظی با تابستان عزیز ...
ادامه مطلبباز باران با ترانه میخورد بر بام خانه یادم آرد کربلا را دشت پر شور و بلا را گردش یک ظهر غمگین گرم و خونین لرزش طفلان نالان زیر تیغ و نیزه ها را باز باران با صدای گریه های کودکانه از فراز گونه های زرد و عطشان با گهر های فراوان میچکد از چشمان پریشان رود پر پیچ و خمی در حسرت لب های ساقی چشم در چشمان هم آرام و سنگین میچکد آهسته از چشمان سقا بر لب این رود پیچان .......
ادامه مطلب